شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند.فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به
فرشته. شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت و
فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت : دیگر تمام
شد.دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود.زیرا شاعری که بوی آسمان را
بشنود، زمین برایش کوچک است و فرشته ای که مزه عشق را بچشد، آسمان برایش
تنگ
مرسی از کامنتایی که میزارین
عزیزی ام که واسم نظر گذاشته بود ولی اسمشو و یا ایمیلشو یا وبلاگشو نزاشته بود از حرفات واقعا خوشم اومد تو درست گفتی مخصوصا از این حرفی که گفتی : یادت باشه دنیا گرده هروقت احساس کردی به آخر خط رسیدی شاید در نقطه آغاز باشی " ممنونم واقعا ، من پروفایلمو خیلی وقت پیش نوشته بودم چن وقت بود میخواستم عوضش کنم و وردارم ولی نمیشد ، به هر حال خیلی خوشحال شدم از نظرت . :-*
+نوشته شده در سه شنبه 6 مرداد1388ساعت14:44توسط محمد
|
|
About
خوشبخت ترین خوش شانس ترین سعادت مند ترین ادم روی زمین تو................ تو................ تو نیستی اونیه که تو رو داره